هر روز صبح برای پسرکش اسفند دود می‌کند؛ پسرک دلیلش را نمی‌داند. فقط می‌داند که یک جایی از او درد می‌کند. حتی به نقطه جوش رسیده، اما به رویش نمی‌آورد. پسرک قدر او را می‌داند.