نامه ای به یار عزیزم
سلام
از تو ممنونم. بابت این همه یاری مدام از تو ممنونم.
هیچ کس مثل تو من را همراهی نکرد. همیشه همراهم بودی و لحظهای از من جدا نشدی.
هر روزی که گذشت به من نزدیکتر شدی و شدی مونس همیشگیام.
نمیدانم کسی به تو حسودی میکند یا نه، من اما از بس که تو در کنارم بوده ای، اگر لحظهای قید من را بزنی، به زیر و بم این دنیا شک میکنم.
وفاداری، بیانتهایی و درست چسبیدهای به سینهام. دستانت را در دستم گره کردهای و قلبم را به خودت گره زدهای.
دلم بیتو انگار خالی است.
دشمنت گاهی میخواهد از لابلای هجوم بیانتهای تو سرکی بکشد ولی زهی خیال باطل.
سخن را طولانی نکنم.
بیکران سپاس جناب «غم» عزیز از این همه بودن همیشه
به امید پیروزی دشمنت، آرامش و شادی
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 23 توسط علیسیفالهی
|