می‌دونی درد کجاست؟

اینکه روزی چند هزار کلمه می‌نویسم

ولی

وقتی به تو می‌رسم کلمه‌هایم گم می‌شوند،

مثل دست و پایم.

تعجب می‌کنم که

چرا با دیدنت همه آن بغض‌های فرو خورده جرات شکایت پیدا نمی‌کنند؟