دردناک بود
تاکسینوشت فردوسی-کریمخان
-آقا چقدر میشه؟
-300 تومن
-مگه 250 تومن نیست؟
-خب شما که میدونی برا چی میپرسی؟ اعصاب ما رو هم به هم میریزی
زن از شرم چادرش را روی صورتش کشید.
نه از سر خجالت، که از سر بیپولی بود. از چشمهایش خواندم
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 19 توسط علیسیفالهی
|